خبر+ضرب المثل های دوستان

خاله ليلاي عزيز«ليلا رستگار» از سردبيري دوچرخه استعفا داد.

كي فكرش رو مي كرد؟ يك همچين خبري هر دوچرخه اي را شوكه مي كند.

...

خاله ي عزيز! هميشه در قلب دوچرخه و ركاب زنانش باقي خواهي ماند!




-------------------------------------------------------------------------------------

پایین گفتم اگه ضرب المثل های جدید ساختید بگین به لیست اضافه کنم:

آقای کیانی:یه تمبر از نامه کندن غنیمته!

نامه به نامه میگه روت سفید!

هنوز پست(معمولی) نشده پیشتاز شده!

ماه شبگرد:نامه درخواب بیند تمبره عالی....گهی چسبیده رویش...گه نه خالی...!
بر وزنه شتر درخواب بیند... :دی

Aria Lonely: بسته به پاکت میگه خیلی جا میگیری !

جوي: در نامه بازه حياي نامه رسون كجا رفته!

سهیلا:نامه که برگشت بخوره صاحبش ای نامه که می روی به سویش می خونه !!!
( آب که سر بالا می ره قورباغه ...)
مثل نامه ی سفارشی !!!
( مثل گاو پیشونی سفید )
هر که نامه اش بیش ، پول پستش بیشتر !!!
( هر که بامش بیش ...)
حسنی به زنش نامه نمی نوشت وقتی می نوشت پیامک می زد !!!
( حسنی به مکتب نمی رفت ...)
تا نباشد نامه ای مردم نگویند چیز ها !!!
( تا نباشد چیزکی ... )

ضرب المثل های نامه ای

نامه هرچي پربارتر سرش خم تر.

نامه توي سوراخ صندوق پست نمي رفت، جارو به دمش مي بست.

پستچي نامه رسوندن بلد  نيست مي گه آدرس كجه.

به نامه هه مي گن شاهدت كيه مي گه تمبرم.

از اين اداره پست به اون اداره پست فرجه.

گر صبر كني ز نامه «طومار» سازي.

..................................................

اين ها رو چند روز پيش نوشتم. مي تونه خيلي بيشتر از اين ها هم باشه. اگر شما تونستيد كه ضرب المثل هاي بيشتري بسازيد حتما بگيد كه اضافه كنم.

امتحان ها شروع مي شه. بعدش مفصل ميام اينجا.

كاريكلماتور هاي پرويز شاپور

مسافر  منزوي، همسفر صداي گام هاي خودش مي شود.

خياط كار كشته، مو را از ماست مي كشد و سوزن را با آن نخ مي كند.

ماهي وقتي با آب قهر مي كند، سرش را از آب بيرون مي آورد.

شب يلدا از بقيه شب ها يك سر و گردن بلندتر است.

ليوان خالي لبريز از آب تشنه است.

تا در سرم ضد يخ نريزم، به قطب شمال نمي انديشم.

براي اينكه به پشه ها اردنگي بزنم، پايم را از پشه بند بيرون مي گذارم.

...........................................................

چقدر با كاريكلماتور حال مي كنم! هر كدامشان يك دنيا حرف دارند. البته قبول دارم كه خيلي از آنها كاريكلماتور نيستند. اين ها را از كتاب پايين آمدن درخت از گربه / پرويز شاپور نوشتم.

گروه سرود جيغ

توي اين دوره ، نمايشگاه كتاب مرا سه بار ديد. هر بار هم صداي همهمه ي جمع بود و هواي

دم كرده. بوي بد.

از رو نرفتم ها! مي دانستم هر روز بيشتر تا خرخره بازديد كننده مي آيد ولي به سرم زد!

تا سه نشه بازي نشه.

6 بار مترو مرا در دلش جا داد. بچپ بچپ هاي مردم به خاطر حلوا خيرات كردن ها. اجراي گروه سرود جيغ توسط زنان توي مترو. وجود پيرزن ها و يك خانم باردار. شده بوديم

تبليغ هاي چسبيده به در و ديوار مترو. عجيب بود فروشنده ها نبودند.

مدت ها دنبال كتاب «آيين دوست يابي» ديل كارنگي بودم. اما بار سوم كه به قصد خريد نبود و به خاطر جبران بامعرفتي هاي يك دوست ،‌ سه – چهار بار اين كتاب را ديدم و ... . چرا

اين قدر منفي! دنبال كتاب كاريكلماتور پرويز شاپور بودم كه پيروز شدم!

ما كه له شديم . توي گرما جزغاله شديم. ولي اين رسمش نيست كه مثلا بخواهند

كلاس هاي مدرسه را وسط بيمارستان برگزار كنند.

در هر حال دعا مي كنم تا مترو معده اش نتركد و كتاب هاي نمايشگاه سرزنده باشند.

كتب فن داستان نويسي

كتب فن داستان نويسي

نويسنده اي كه مي خواهد كار حرفه اي كند بايد هر تعداد كتاب فن داستان نويسي كه مي تواند، بخواند. اما نبايد فكر كند كه اين كتاب براي كارش اهميت حياتي دارند. نويسندگان هميشه بايد از شيوه هاي فني خودشان استفاده كنند.

كتب داستان نويسي فنوني را براي صحنه پردازي، شخصيت پردازي، خلق طرح هاي گوناگون و مستحكم كردن ارتباط اشخاص از طريق يادگيري، به نويسندگان مي آموزند. همچنين نويسنده را درباره نحوه گردآوري مصالح، خلق تسلسل نمايشي، انگيزه يابي براي شخصيت و حفظ ثبوت و عمق بخشيدن به وي و پيچيده كردن داستان راهنمايي مي كنند. اما نويسندگان اين كتب فقط تجربيات و شيوه كار خود را براي غلبه بر مشكلات نويسندگي ارائه مي دهند. گو اينكه اغلب آنها آموزنده و الهام بخش هستند.

اما قبل از اينكه نويسنده دستورالعمل هاي اين كتب را به كار بندد بايد مشكلاتي را كه قبلا در ضمن نوشتن تجربه كرده به كمك اين نوع كتاب ها حل كند. نويسنده ضمن نوشتن وقتي فهميد مشكل چيست، دير يا زود به اين نكته پي مي برد كه راه حل را نيز مي دانسته، چرا كه هر مشكلي راه حل طبيعي خود را دارد.

كتاب هاي فن داستان نويسي از اين جهت كه چيزهايي را براي ما تداعي مي كنند باارزش هستند. نويسندگان اغلب با خواندن اين كتاب ها و مخالفت نويسندگان ديگر، راه حل هاي خاص خود را مي يابند. چرا كه بحث و مخالفت نويسندگان حرفه اي با هم باعث مي شود تا آنها راه حل هايي را كه قبلا مي دانستند مجددا در ذهنشان تداعي شود. بنابراين ارزش اين كتب دراين نيست كه به ما ياد مي دهند چگونه بنويسيم، بلكه ازاين جهت باارزش اند كه راه حل هايي را كه قبلا پيدا شده، دراختيارمان مي گذارند.

پس كتب داستان نويسي و حتي كتاب حاضر وحي منزل نيست.

از كتاب : درس هايي درباره داستان نويسي/ لئوناردو بيشاب/ ترجمه محسن سليماني/انتشارات سوره مهر

صفحه 322- با اندكي تصرف

با كله توي نمايشگاه

نمايشگاه كتاب كه بيايد، با كله رفته ام آنجا. توي شلوغي و ورق زدن ها گم مي شوم. هركسي دنبال چيزي ست. من هم به دنبال كتاب هايي كه دوستم باشند و دوستشان داشته باشم و دوستم داشته باشند.

پارسال بيشتر كتاب هاي پائلو كوئليو را خريدم ولي نمي دانم چرا نتوانستم حتي سه صفحه اش را بخوانم.

اگر ناطوردشت را نخوانده ايد حتما بخريدش.


بهار را اين طوري تعريف مي كنم:

 

مهمان خانه ي ما مي شوند. خرمگس گنده ي وزوزو با بچه خرمگس وزوزوترش. در را كه باز مي بينند فوري (مجبور شدم اين فعل روبرو را به كار ببرم) مي چپند تو. به همين خاطر مي شود راحت توي كيسه گيرشان انداخت. ولي من ترجيح مي دهم پنجره را باز كنم. البته فايده اي ندارد. خرمگس مي رود بيرون ولي به جايش زنبور گاوي مي آيد تو.

خرمگس 3

حالا خیلی خرمگس دوست دارم عکس هاش رو هم می ذارم!

آدم از هرچی بدش میاد سرش می آد.

یک نفر رو می شناسم که مگس ها و خرمگس ها رو شکنجه می ده. یک بالشون رو می کنه تا بدون بال عذاب بکشند.

 

خرمگس 1

منبع عکس ها