فاز
آنجا جمعی بود که فازم به فازشان نمی خورد. نه که من بالاتر باشم یا آنها بالاتر، نه. مثلا از سفره خانه رفتن لذت می برند، قلیان را دوست دارند ولی من اینطوری نیستم. کتاب نمی خوانند و اگر بخوانند م مودب پور را ترجیح می دهند. مرام دارند که خوب این یکی خیلی خوب است. نسبت به بقیه خشن ترند و گاهی بلوف می زنند و باکی ندارند که دروغشان در توانایی هایشان در می آید. هیچ وقت نمی خواهند کم بیاورند. اینها چیزهایی است که فازشان را متفاوت می کنند ولی خب هیچ آدمی بد نیست، فقط خیلی ها به خیلی ها نمی خورند. مثلا به نظرم فیلمی که جانی دپ با آنجلینا جولی بازی کرد اصلا به هم نمی خوردند. یا فاز اکبر عبدی به بهرام رادان نمی خورد که بخواهند در یک فیلم با هم بازی کنند.
من خودم احساس می کنم که فازم به اینستاگرام نمی خورد. از اینکه همه اش عکس ببینم - و مطمئنا چند کلمه کنارش- اعصابم خرد می شود. همیشه به نمایشگاه عکس یا نقاشی که می روم اول نوشته ی کنارش را می خوانم که چه اسمی دارد، بعد با تصویر تطبیقش می دهم. دست خودم نیست. به خاطر همین هم از فیس بوک جدا نمی شوم چون خواندنی هایش را دوست دارم.
+ زودترها می خواستم اینجا بنویسم . متاسفانه پست های 93 و 94 ل را پاک کرده. قالبش هم مال 2 سال پیش است. این همه نوشته و زحمت از بین رفت. چکار باید کرد؟؟؟
+ نوشته شده در جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴ ساعت 20:39 توسط نيلوفر شهسواریان
|