من عوضی نمی شوم
برای اولین بار دوست داشتم از این دخترهای پاچه ورمالیده باشم که کسی جرئت نکند دلم را بشکند، اگر هم جرئت کرد بعدش بترسد از اینکه بیاید نزدیکم. آدم باید پاچه ورمالیده و سلیطه باشد تا بقیه حساب کار دستشان باشد، خوب که رفتار می کنم انگاری سوار کولم می شوند که هی دختر ... تو چقدر ساده ای . بله من چوب این بی غل و غشی ام را می خورم. شاید صدتا عیب داشته باشم ولی هیچ وقت نخواسته ام کسی را و موقعیت کسی را خراب کنم و به هم بریزم. دلم نمی خواست باور کنم این جمله ی کلیشه ای را که گرگ باش تا نخورندت.چه دلم بخواهد چه نه همین است. از چند نفر شنیده ام که اخلاقم بچگانه است، خب باشد... پس نه باید زیراب همه را بزنم. من همینی ام که هستم و از خودم راضی ام، اما ازخود راضی نیستم.
اما نمیخواهم همرنگ جماعت شوم. من عوضی نمی شوم.
+ نوشته شده در شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳ ساعت 17:56 توسط نيلوفر شهسواریان
|