زلف قشنگم

 

زلف قشنگم ، سلام ! (گيس يا مو!)

خوشحالم از اينكه اولين بار است برايت نامه مي نويسم . خودت دوست داري چي صدايت بزنم؟ زلف،‌گيس يا مو ؟ يك جوري بعدا جوابم را بده . خب، چه كارها مي كني؟ با اينكه عضو داخلي بدنم نيستي ،‌تو را به اندازه ي آ»ها دوست دارم . با موخوره و ريزش و شوره و احيانا شپش چه كار مي كني؟ ريزشت كه مشكلي ندارد . خودم كنترل كرده ام. براي چيزهاي ديگر شامپو مي زنم خب . زبان نداري ولي با حركاتت مي فهمم كدام شامپو را از همه بيشتر دوست داري . تا به حال از تو نپرسيدم كه دوست داري رنگت كنم يا نه ؟ پيش خودم گفتم جوابت 99 درصد منفي است . چون هيچ موئي دوست ندارد رنگ خودش را با هيچ رنگ مصنوعي ديگري عوض كند . خودم هم دلم نمي خواهد رنگت كنم . اگر كوتاهت كردم و ناراحت شدي و مدتي نشستمت و اين ها معذرت مي خواهم ! تو هم دوست داري من را «موقشنگ» صدا كنند؟ مي داني، تعدادت مرا گيج مي كند . خودت كه آمار خودت را داري حتما ! كاش زبان داشتي و مي گفتي .

تا نامه ي بعدي خداحافظت باشد

مستوره

سلام گردن جان

سلام گردن جان!

چه خبرها ؟ خوب هستي؟ تا حالا شده كله ام روي تو سنگيني كند؟ اين سوالي بود كه مدت ها فكرم را مشغول كرده بود. حالا از فكرم در نامه اي دليلش را مي پرسم . دلم برايت تنگ شده بود . باور مي كني؟ يادم نبود كه نمي تواني جوابم را بدهي . تو بچه ي خيلي باحالي هستي. هي مي چرخي و سرك مي كشي . از همه جالب تر توي رقص به كار مي آيي . خيلي ها نمي تواند تور ا درست تان بدهند . يكي از بچه هاي كلاسمان گردنش خيلي كوتاه است . فكر كنم اصلا گردن ندارد. زنگ ورزش مي گويد ورزش گردن ندهيد . وقتي مي خواهد برگردد با تمام بدنش بر مي گردد . نمي دانم اگر نبودي چه كار بايد مي كردم . همين همكلاسي مان، فكر كن اگر زمان قديم بود و جاد به دستور پادشاه مي خواست گردنش را بزند ، كجا را مي خوماست قطع كند ؟ واي ... دلم برايت مي سوزد . وقتي متهم را مي خواهند دار بزنند ، چه زجري مي كشند گردن هايي مثل تو . البته كارآيي ات بيشتر از اين حرف هاست . همين زرافه . يا جغد . چطوري كله شان را بدون تو تكان بدهند ؟

بگذريم ، باز هم برايت مي نويسم . هواي اين كله ي ما را داشته باش و رهايش نكن! آن وقت چيزي از من باقي نمي ماند .

قربانت

مستوره

نامه به شكم

اين يك صفحه از داستاني است كه مي نويسم ، نامه هايي به : قلب، گردن ، زلف و ... هم نوشته ام . نظرتان را درموردش بگوئيد . شايد بقيه اش را اينجا گذاشتم .

سلام شكم عزيزم !

خوبي؟ مي دانم الان خيلي غذا فرستاده ام برايت و كمي باد كرده اي. ببخشيد كه جلويت را نگرفتم . خوابم گرفته است شديد ... اين ها را به زور مي نويسم چون دلم حسابي برايت تنگ شده بود . مي خواستم قبلش بخوابم . مي گويند بعد از غذا نخوابيد . اين ها زياد صحبت مي كنند ! شايد هم نخوابيدم .

خب، تعريف كن ! از نافت بگو . تو كه نمي تواني جواب نامه ام را بدهي. يا قار و قور مي كني، يا درد مي گيري، يا ورم مي كني ! دوست دارم با دستم بزنم رويت و آهنگ بزنم . هرچند هيچ وقت شكايت نكرده اي . بچه ي خوبي هستي . از تو راضي ام . فقط كمي جلو آمده اي و پايت را از گليمت دراز تر كرده اي . همه مي گويند جلوتر از خودم راه مي روي . حتما مي گويي تقصير من است . غذا زياد مي خورم . نمي دانم، زودتر خودت را آب كن ! حوصله ي ورزش و از اين جور سوسول بازي ها را ندارم .

سلام مرا به تك تك سلول ها و رگ ها و برو بچه ها برسان . باز هم برايت مي نويسم .

قربان تو

مستوره

دوقسمت

توي نمايشنامه ي مدرسه نقشم «گردآفريد» يكي از شخصيت هاي شاهنامه است . الان سه ماهه كه تمرين مي كنيم . فاميلي باباي مدرسه مون هم اينه : «گرز الدين!» مي خواستم صداش كنم تا در سالن رو باز كنه و ما بريم تمرين . حواسم نبود گفتم : « آقاي گرزآفريد ! »

گرزالدين هم هاج و واج مونده بود گرزالدين ديگه چيه و چي بگه !


................................

وسط كلاس جغرافيا گشنه ام شد. ساندويچم رو باز كردم تا بخورم . معلم نشسته بود و درس هم نمي داد . چند تا از كله هاي بچه ها برگشت طرفم . به شش-هفت نفر غذا دادم . اون رديف آخر همه كله هامون رو برده بوديم زير نيمكت و مي خورديم . بعد معلمه بلند شد تا درس بده . يه خرده بو كرد .  چند دقيقه بعدش گفت : «بوي غذا مياد ! » بچه هايي كه نمي دونستند ماييم گفتن : «دارن بيرون غذا درست مي كنن. » گفت :« نه، بوي غذا درست كردن نيست، يكي از توي كيفش غذاشو در آورده بيرون . »

همه هي مي خنديديم.  دوباره گفت : «بوي غذا مياد!‌» من هم تصميم گرفتم سر كلاسش غذاهاي بودارتري بيارم . مثل : كالباس و خيار!

.......................

هيچ وقت دفتر خاطرات رو منظم ننوشتم ، بخشي شون رو همين جا مي نويسم.

هواشناسي

با ورود سامانه بارش به نیمه غربی کشور از بعدازظهر در نوار و نیمه غربی کشور شاهد بارندگی‌هستیم که بارش‌ها در مناطق مرتفع به صورت بارش برف است و این بارش‌ها ازچهارشنبه تهران را فرا می‌گیرد.

سازمان هواشناسی اعلام کرد: با ورود سامانه بارش به نیمه غربی کشور از بعدازظهر در نوار و نیمه غربی کشور شاهد بارندگی‌هستیم که بارش‌ها در مناطق مرتفع به صورت بارش برف است و این بارش‌ها ازچهارشنبه تهران را فرا می‌گردد ...



هواشناسي جز وقت تلف كردن كاربرد ديگه اي نداره!‌ يا هوا آفتابيه يا يه جور ديگه. مگه اينكه خلافش ثابت بشه.