به قول يك نفر آدم با ني پيتزا بخوره اين جوري ضايع نشه. معلممون (جامعه شناسي) اولين جلسه اومده بود. رفت روي سكوي كلاس. خواست بشينه روي ميز (مثلا خواست خاكي باشه) ميزه چپه شد و معلم قبل از اينكه بشينه شوت شد پايين . جيغ زد: «واي خدا !» ما هم نمي دونستيم چي كار كنيم خنديديم ! خودش هم خنديد ! گفت باعث شد چند نفر از خواب بيدارشن.

از ترسش صندلي رو از پشت ميز برداشت آورد اين ور. نشست و يه خرده حرف زد. دستش ناخودآگاه روي ميز رفت و دوباره ميز چپه شد! گفت كلاس شما چرا اين جوريه؟ بعد از جاش بلند شد وايساد. دوباره حرف زد . ماژيك توي دستاش چپه شد افتاد!

گفتيم دست نزنه به ديوار كلاس كه ميريزه روي سرمون !

روز بعدش ناظم اومد ميز رو كشيد جلوتر. گفت ميز كه جاي نشستن نيست !

اگه شاگرد اين اتفاق براش بيفته باز خوبه ولي معلم بين اين همه شاگرد كله ملق بزنه... . حالا اين كه چيزي نيست! اتفاق كوچيكي بود . براي معلم هاي اين كره خاكي اون قدر از اين ماجراها پيش اومده!!!