اندیشه‌های گرافیكی

قباد شیوا در چند دهه فعالیت هنری خود كوشیده است آثار گرافیكی نوین با روح و فرهنگ ایرانی پدید آورد و بر این باور است كه: " ما باید با فرهنگ خودمان در گفت و گوی گرافیك جهانی حضور داشته باشیم." او در گفت و گوهایی كه با رسانه‌هایی گوناگون داشته، از كم توجهی هنرمندان معاصر ایران به فرهنگ خودی گلایه كرده و چنین گفته‌ است: " ما غافلیم در كشوری زندگی می‌كنیم كه آن چه در رابطه با ماست، یعنی هنر ما، از منابع نفتی سرشارتر است. متاسفانه در طول تاریخ معاصر هنرمندان هیچ نگاهی به این كشور عزیز ندارند و این جای تاسف است." او به هنرمندان جوان سفارش می‌كند كه به فرهنگ خود فكر كنند و آثاری پدید آورند كه برخاسته از فرهنگ بومی باشد و راهكار دستیابی به این هدف را آزاد اندیشه از قید و بندهای مكتب‌های بیگانه می‌داند و حتی بر این باور است كه: " ما باید برای رسیدن به یك شناسنامه‌ی فرهنگی، آن قدر بدون گرافیك باشیم تا گرافیك خودمان را به وجود آوریم."
البته شیوا فقط به كار بردن عناصر هنر ایرانی مانند شمسه و ترنج را در یك اثر هنری كافی نمی‌داند، بلكه آن اثر باید بازتاب روح ایرانی باشد. به نظر او: "وقتی اثری دارای روح ایران باشد به آن می‌گویند گرافیك ایرانی. همان گونه كه وقتی دارای روح لهستانی یا آلمانی باشد به آن جا تعلق پیدا می‌كند." او فرهنگ ایرانی را فرهنگ غیرمستقیم و رازآلود می‌داند و بر این باور است كه: " اگر در آثار هنرمند رمز و راز وجود داشته باشد بدون هیچ گونه موتیف ایرانی، آن اثر شرقی و به طبع ایرانی است." از سوی دیگر ممكن است در یك پوستر موتیف ایرانی یا خط ایرانی به كار رفته باشد، اما آن اثر ایرانی نباشد. چنان كه خود او مثال می‌زند: "من یك پوستر دارم از یك گرافیست ژاپنی كه با كتیبه‌ای به خط ایرانی كار شده است اما هنوز هم این اثر بسیار ژاپنی است."
شیوا تقسیم‌بندی گرافیگ را به تجاری و هنری چندان درست نمی‌داند و یادآور می‌شود كه چند میلیون نفر در جای جای جهان هستند كه روش‌ها و ابزار گرافیك را خوب می‌شناسند و می‌كوشند نیاز گرافیكی مردم را در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی یا اقتصادی پاسخ دهند. این دسته نمایشگاهی برای آثار خود برگزار نمی‌كنند، اما كار خود را درست انجام می‌دهند. اما در هر كشوری شمار اندكی پیدا می‌شوند كه : " در ضمن كاری كه انجام می‌دهند خواستار این هستند كه اندیشه، نگاه و حضور خود را در اثرشان بیان كنند. این‌ها همان گرافیست‌های مولف هستند و دستاورد كار همین هنرمندان است كه نمایانگر جامعه، فرهنگ و جغرافیای آنان است." شیوا كوشیده است از این دسته باشد و خوشبختانه چنین است.
به نظر شیوا كسی كه طراحی نمی‌داند، نمی‌تواند گرافیست خوبی باشد. او با هنرجویان سفارش می‌كند بسیار طراحی كنند و از همان آغاز به گرافیك رایانه‌ای روی نیاورند بلكه آن را به خدمت طراحی در بیاورند. شیوا پیش‌بینی می‌كند كه غربی‌ها كم كم رایانه را در كار گرافیكی كنار می‌گذارند و می‌گوید: " آن‌ها خودشان طراحی كامپیوتری را قبول ندارند و به افرادی كه می‌نشینند رو به روی كامپیوتر و طراحی می‌كنند به اصطلاح می‌گویند: عروسك خیمه شب‌بازی. جالب اینجاست به تصاویری هم كه با این سیستم بیرون می‌آید می‌گویند: "فحشا‌ی تصویری". غرب در حالی كه خودش سازنده كامپیوتر است اما در حال حاضركوشش می‌كند تا از آن فاصله بگیرد."


منابع : سایت ویکی پدیا