فردریش دیوانه (2)
در ادامه ی پست قبلی باید بگویم که اتفاقات خوبی افتاد و موافقان و مخالفان مختلفی داشت. اینکه نیچه می فهمد و درک می کند را که قبول دارم، اینکه شاید و گاهی حتما از من نوعی بیشتر می فهمد را هم، اما می خواهم بگویم که اگر چیزی را می فهمیم درست فهمش کنیم که نیچه اینکار را نکرد و یک نمونه اش اینکه خدا را قبول نداشت. خیلی از حرف های فلسفی اش به دل می نشیند اما خب از اصل باطل است، و همینطور خیلی هایش هم درست است که قطعا اگر چند تا حرف درست و حسابی هم نداشت که فیلسوف نمی شد. اما به نظرم نباید او را یک فیلسوف تمام و عیار بنامیم. از زندگی اش پیداست که به تباهی رسیده است و اینطوری نمی شود به حرف هایش اعتماد کرد. تبلیغاتی که برایش می شود و مثلا توی فیلم های خارجی در مورد افکار و عقایدش صحبت می شود، نباید گول زننده باشد. تا با زندگی او و افکارش آشنا نشده ایم نمی توانیم در موردش قضاوت کنیم. البته این نظر من است درمورد نیچه و برای دیگر نظرات هم احترام قائل ام.
ممنون از تک تک شما به خاطر حسن توجه به مطلبی که برای نیچه نوشتم .
+ با وبلاگ های خیلی خوبی آشنا شده ام که اسم اصلی شان را نگذاشته اند، به شدت دوست دارم بدانم کیستند.