هار هار
نمي دانستم هم بايد كتاب منطق بياوريم و هم فلسفه . براي فلسفه يك تحقيق اختياري داده بود تا بياوريم . معلم فلسفه تخته را پاك مي كرد تا درس بعدي را بدهد . گفتم : « خانم اون تحقيقي كه گفته بوديد اين هفته بياريم ، مربوط بود به اينكه نخستين انديشمندان يونان درمورد عنصر اوليه ي هستي چه نظري داشتن ( بچه ها برگشته بودند و با عصبانيت نگاه مي كردند ، يعني ما نياورديم نگو ) اونو من نياوردم !!! » بعد معلم يه لحظه صبر كرد ، خنديد . گفت : « خب نياوردي ديگه !» تا آخر زنگ داشتم مي خنديدم . سرم را بلند مي كردم و نگاهش مي كردم خنده ام مي گرفت . زنگ كه خورد گفتم اونو هفته ي ديگه بيارم ؟ ( با هر و كر ) گفت : « تو خيلي كم مي خندي ها ! يه خرده بخند . »
------------
قحطسالی نت پیدا کردم... دیر به دیر میام یه کم.
+ نوشته شده در شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۰ ساعت 17:16 توسط نيلوفر شهسواریان
|