آشپزی را گذاشته اند بین درس ها . برای مسئول غذای مدرسه کارآفرینی کرده اند . می خواهند دسر تابستانی یاد بدهند . یکی از والدین از مدیر پرسید به چه دردی می خورد ؟ گفت پس فردا می خواهید بروید خانه ی شوهر باید بلد باشید. به هرکی می گویم آشپزی داریم شاخ درمی آورد . من مدرسه نمی روم توی تابستان . مثل اردوی کار اجباری است . می گویند ثبت نامتان نمی کنیم . برایم مهم نیست ! کولر کلاس باد گرم می دهد . همین درس ها را توی سال تحصیلی هم یاد می دهند . ‌تابستانم را دوست دارم . من مدرسه نمی روم .