كاريكلماتور

شب يلدا از بقيه شب ها يك سر و گردن بلندتر است .

چهار چهارم عمر دختر دريا را آب فرا گرفته است .

مورچه پرتوقع انتظار دارد صداي پايش را در بازار آهنگرها بشنود .

ستارگان منافذ پوستي شب هستند .

وقتي سرم سوت كشيد ، سگ دمش را تكان داد .

دهن گربه با شنيدن سوت بلبلي ، آب مي افتد .

سراب آرزوي شناكردن ماهي ها را به گور مي برد .


( پايين آمدن درخت از گربه / كاريكلماتور (كتاب آخر) / پرويز شاپور / انتشارات مرواريد )

-----------------------------------------------------

اسمتان را با صداي بلبل بشنويد
در گشتهاي اينترنتي فقط اخبار سياسي و روز نيست كه مي‌بينيد، در خلال اين خبرها هم مي‌توان سايتها و لينكهاي آرامش‌بخشي پيدا كرد، مثلا سايتي كه بعد از دادن اسمتان آن را با آواي بلبل مي‌خواند، كنجكاو شديد؟ به اينجا برويد و اسمتان را بنويسيد.

(نقل از سايت گل آقا)

گوهر

حسين (ع) بيشتر از آب ، تشنه لبيك بود . افسوس كه به جاي افكارش، زخم هاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين دردش را بي آبي ناميدند .

«دكتر شريعتي»

پروانه

خوشگل تر از اين پروانه تا حالا نديدم!



(تابستان 89)

قسمت آخر سفرنامه . چون حالش نبود ادامه بدهم ، بهترين قسمت سفر :جنگل دريايي حرا



اينجا جنگل هاي دريايي حرا است. درخت هايش توي آب شور روييده است و هر توريستي كه به ايران مي آيد به ديدن اين جنگل مي آيد. 

حرا درختی است آب شورزی که هنگام مد آب دریا تا گلوگاه در آب فرو می رود. با خاصیت تصفیه ای که در پوست این درخت وجود دارد، بخش شیرین آب دریا را جذب و نمک آن را دفع می کند . درخت حرا در حقیقت یک کارخانه آب شیرین کن طبیعی و خدادادی است.

اطلاعات بيشتر اينجا است .


سفرنامه 1

قشم ، يكشنبه 26 آبان سفري كه از طرف مدرسه رفتم . مدرسه هاي قبلي ام منطقه ي ديگري بود و از اين جور اردوها نمي برد . توي كلاسمان خيلي ها ثبت نام كردند ولي فقط من و دو تا جلويي ام تصميم به رفتن گرفتيم. از آن كلاس هم سه نفر . كل مدرسه شش نفر بوديم. پدر و مادر خيلي از بچه ها اجازه نمي دادند . توي سفر هم سه تا از مادرها همراه بچه هايشان آمده بودند. با دو نفري كه مي آمدند زياد صميمي نبودم. محدثه مي گفت مي روي سفر همه را مي شناسي .

ادامه نوشته

به زودي


سفرنامه قشم

«به زودي»


----------------------------------------------------------------------------------


از هادی هادی کامران(سکوت)