خواب

نمي دانم چرا ديگر وقتي مي خوابم يك دفعه زير پايم خالي نمي شود. احساس مي كردم كه مي خواهم سقوط كنم. از جايي پرت شوم. مثلا از پله ها. يك دفعه از خواب مي پريدم . مي ترسيدم. ولي جالب بود. خيلي وقت است اين طوري نشده.

نمي دانم خواب هايم رنگي اند يا سفيد و سياه.

بيشتر چيزهايي كه در روز مي بينم يا درموردشان مي شنوم يا فكر مي كنم مي آيند توي خواب هايم. گاهي وقتي خوابم اگر دور و برم صدايي بشنوم انعكاسش توي خوابم مي آيد. مثلا اگر تلفن زنگ بزند توي خواب مي بينم كه تلفن زنگ مي زند.

يك بار ساعت گذاشته بودم بالاي سرم.توي خواب و بيداري سرم را بلند كردم .پيش خودم فكر كردم اين صداي هليكوپتر است كه مي گذرد. ديدم همه ي اهل خانه صدايشان در آمده و مي گويند كه خاموشش كن.

مرز بين خواب و بيداري را گاهي تشخيص نمي دهم. شايد الان هم خواب باشم! بيدارم كنيد.

چيز عجيبي است اين خواب. مي خواهم درموردش اش تحقيق كنم!!!!!

 

چرا انسان ها خواب می بینند؟-  رو بخونید خیلی خوشم اومد.

 

قرار از چه قرار بود؟

قرار از چه قرار بود؟

نمي دانم سوژه ي قرار وبلاگي كه طي هفته ي پيش به ذهنم رسيد چقدر موثر يا مفيد هست . اولش مي گفتم كسي نمي آيد . مي گويند اين ر! ببين دلش خوش است ! با اين حال موضوعش رو گذاشتم توي وبلاگ . آن هم با كلي ذوق و شوق ! پيش خودم مي گفتم خيلي خوب است كه يك وبلاگ نويس آن طرف باشد و تبادل نظر. حالا چه خوب كه تعداد اين افراد بيشتر باشد. شروع كردم. يك سري خبرنامه دادم به وبلاگ هايي كه مي شناختم. تبليغ كردم. دلم مي خواست ببينم چقدر جواب مي دهد. نااميد نشدم. بعد ديدم خيلي ها محبت كردند و نظر دادند. عده اي مي توانستند اين زمان به قرار برسند. عده اي نمي توانستند يا مطمئن نبودند كه مي آيند. بعضي از دوستان هم از طريق وبلاگ هاي ديگر با خبر شدند و حضور پيدا كردند . از همه ي كساني كه نظر دادند واقعا ممنون. من طبق صحبتي كه داشتم وبلاگ هايي را كه حضورشان قطعي بود را گذاشتم توي فهرست. فهرست اين پايين است. كه 15 نفر مي شوند.

كلا از طرح هاي تازه خيلي خوشم مي آيد. مطمئنا اين طرح اشكال ها و ايرادهايي داشته است. خوشحال مي شوم انتقادهاي شما را بدانم در اين مورد.

فردا امتحان فيزيك دارم، نمي دانم چطور به سرم زد تا اين كار را انجام بدهم.

ممكن است بعد از اين كساني قرارهاي وبلاگي برگزار كنند كه باعث خوشحالي من مي شود. اين يعني اين كه از طرح استقبال شده است. من را هم خبر كنيد تا اگر توانستم بيايم.

اگر خواستيد بگوييد كه باز هم برگزار شود. فقط بيشتر از ماهي يك بار نشود كه مزه اش مي پرد!

اين را بدانيد كه اين قرار توي خاطرات من باقي خواهد ماند. بيستم فروردين 88! به خاطر لطف دوستان وبلاگي .

سعي مي كنم به همه ي وبلاگ هاي توي فهرست بروم و نظر بدهم .

باز هم ممنون از حضورتان.

 .

راستي! به علت شروع امتحانات ممكن است دو هفته نيايم. چون بدقولم شايد هم آمدم. با اين حال اين «نظر بدهيد» فعال است و منتظر شما.

اسامي شركت كنندگان در قرار وبلاگي

اين هم از اسامي وبلاگ هايي كه در قرار وبلاگي شركت كرده اند. اين افراد جمعه بيست فروردين ساعت 7 وبلاگشان را به روز مي كنند . همان ساعت هم به هفت تا وبلاگ در بين همين اسامي سر مي زنند و نظر مي دهند.

چون كه فردا نمي توانم بيايم اينترنت، امروز اين اسامي را مي گذارم. از كساني كه بهشان قول داده ام پوزش مي خواهم.

براي كسب اطلاعات بيشتر هم به پست پايين مراجعه كنيد.

كليك كنيد روي اسامي.

جزیره

گوشه دنجی برای ره بر

عصر بخیر بچه ها

بهانه ای برای دلتنگی

بابالنگ دراز عزیز

پسر بسکتبالیست

مرا با نام کوچکم صدا بزن

××!!!$ HEY buddy $!!!**

پرواز لحظه ها

بيشتر بدانيم

قصر عشق

وب گپ

پرسپوليس

الهه ناز

شاپرك

قرار وبلاگی

پيش خودم فكر كردم بياييم در دنياي وبلاگي يك تحول تازه اي راه بيندازيم . مثل «قرار وبلاگي» . اين قرار از اين قرار است كه يك روز مشخص و ساعت معيني را در نظر مي گيريم. مثلا: جمعه 20 فروردين ساعت 7 بعد از ظهر. بعد  كساني كه مايل هستند شركت كنند، راس ساعت وبلاگشان را به روز مي كنند. همان موقع هم به وبلاگ هايي كه كه توي اين قرار شركت كرده اند؛ سر مي زنيم و نظر مي دهيم.

اهداف :

اتحاد بين وبلاگ نويسان

سر زدن به همديگر

آشنايي با وبلاگ هاي تازه تر

ايجاد سرگرمي

و...

 

قوانين :

اگر مي خواهيد توي «قرار وبلاگي»  شركت كنيد، حضور قطعي خود را توي نظر اين پست اعلام كنيد. اگر حتمي و قطعي هست بگوييد . چون مي خواهم اسامي شركت كنندگان را دو روز پيش از قرار اعلام كنم.

توي قراركه حاضر شديد حداقل بايد به 7 وبلاگ شركت كننده كه اسامي شون اعلام شدند  سر بزنيد و نظر بدهيد .

منتظر حضورتان هستم . تشريف بياوريد.

پس جمعه 20 فروردين ساعت 7 فراموش نشود.

جالبناک

 

 

 

از دور  شبیه اسکلته. توی ذهنم مدت هاست همچین عکسی نقش بسته بود.

ننه سرما

ننه سرما
ادامه نوشته

متفرقه

 

مي گويند آدم بيشترين حرفي را كه مي زند، با خودش است. حتي بدون اينكه حواسمان باشد با خودمان حرف مي زنيم. توي دلمان، توي ذهنمان. به نظر من صميمي ترين فرد به آدم خودش است. حالا مي گويند صميمي ترين خداست يا دوست يا ...  كاري ندارم. ولي اولين نفر صميمي خود آدم است.

***

به قول سهيلا من دير به دير آپ مي كنم! مي خواهم كمي فعال تر باشم!

***

سريال هاي نوروزي را كه مي بينيد؟ دارا و ندار را كه بايد مچاله كرد و انداخت توي سطل آشغال. ده نمكي فكر مي كند خيلي بانمك است. سريالش را كه مي بينم (رويم به ديوار، گلاب به رويتان) حالت تهوع پيدا مي كنم. شخصيت ها مسخره اند و گفتگوها و هرچيز ديگر ار آن مسخره تر. هرچند كارگردان مي خواهد تضادها را توي جامعه نشان بدهد.

چارديواري را دوست دارم. براي فيلمنامه اش مدت زيادي كار كرده اند. داستانش هم جذاب است. همه ي موضوعات به هم ربط دارند و باورپذيرند. از اين حرصم مي گيرد كه تا سريال هيجاني مي شود، نادر از خواب مي پرد! «امير جعفري » بازي خوبي در چار ديواري دارد. من از همه بيشتر بازي اش توي ميوه ممنوعه را دوست دارم. آتيلا پسياني هم زور زده تا لهجه ترك بگيرد ولي درست نتوانسته ادا كند. نمي دانم ترك است يا نه. ولي يكبار كه تركي حرف زد خوب بود. اولين بار كه ديدمش جا خوردم. گفتم او پسياني ست؟

سيروس مقدم هميشه يكجوري فيلمبرداري مي كند. فيلمبرداري اين سريال مثل پيامك از ديار باقي و اغماء است. بيشتر توي شب و كج و كوله.

زن بابا داستان تازه اي ندارد. ولي ديدنش مي ارزد. سعيد آقاخاني نسبتا خوب كارگرداني كرده. سيروس گرجستاني هم از اول تا آخر حرص مي خورد و براي مخاطب اعصاب باقي نمي گذارد!

پرستو گفت درمورد علی صادقی هم بگم که واقعا نمک سریاله!

كاري به زن بابا ندارم ولي اگر سريال ها و فيلم هاي كمدي ما بخواهند همين طوري پيش بروند، به هيچ جا نمي رسند. آبروي هرچه فيلم و سريال را برده اند! نمي توانند كمدي بسازند، اجتماعي بسازند. يا چه مي دانم تخيلي(!)

راستي! يك خبر تاسف بار و دردناك! توي كشورمان فيلم در ژانرهاي تخيلي، علمي، علمي تخيلي ، دلهره و...  نداريم!!!!!!!!

انديشه هاي زرتشت

انديشه هاي زرتشت پيامبر ايران باستان 

درباره ي شاعران و آزادي       

و

درباره تنهايي

در ادامه مطلب بخوانید.

                  

ادامه نوشته